على اصغر حلبى
138
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
دانست ، و تا حدى هم مربوط به فشار مداومى كه اقوام خارجى در شرق و غرب وارد مىكردند ، و عكس العملى كه اتباع پادشاهان ايران از خود در برابر بيگانگان نشان مىدادند . در اين قوام مليت ، احياى اصول پادشاهى به توسط اسماعيل ، و استظهار و استناد اين اصول بر مبانى و جوازات مذهبى ، سهم بسزايى داشت . پادشاهان صفوى ، مالك الرقاب دل و جان اتباع خود بودند ، و از اينروى هرگز از داخل كشور مورد تهديد نبودند . چه ، بسيارى از ايرانيان را با اين عقيده بار آورده بودند كه ائمّهء شيعه خود « كمر پادشاهى به ميان سلاطين صفوى مىبندند » ، چنان كه شاعر آن روزگار در مدح شاه سليمان صفوى گفته است : پادشاهى كه على بن ابى طالب بست * كَمَرِ شاهيش ، از دستِ ولايت به ميان ! « 1 » - مذهب تشيّع به عنوان مذهب رسمى كشور دو اثر مهم داشت : از يك سوى ، ايرانيان را با هم متّحد مىساخت ، و از سوى ديگر آنان را از ملل همسايهء خود كه سنّى مذهب بودند دور مىكرد . و در پناه اين اتحاد و اين محيط جدا شده ، عواملى كه مليت را تشكيل مىدهند به تدريج نضج گرفت و شكل خاص خود را يافت . عناصر بيگانه ، كه در طى وقايع تاريخى يكى پس از ديگرى در سرزمين ايران رسوخ يافته بودند بيش از پيش در هم آميختند ؛ زبان تركى هم ، كه زبان خاندان صفويّه و قبايل قزلباش بود ، و احتمالا در زمان شاه عباس نيز زبان رايج دربار بود ، بعدها رواج خود را از دست داد و نفوذ آن نسبت به زبان فارسى بسيار كاهش يافت ، و بويژه ، انتقال پايتخت از اردبيل و قزوين به اصفهان به ايرانى شدن عناصر بيگانه و از جمله بىرونق شدن فرهنگ و زبان تركى بسيار كمك كرد . لذا مىتوان گفت كه : به نحوى رواج مجدّد زبان فارسى نيز با درايت و دوربينى پادشاهان صفوى ارتباط نزديك داشته است . « 2 » * * * دربارهء عقايد كلامى خاصّ شيعه ، پيش از اين بحثى شد ، و پس از اين نيز اشاراتى خواهد آمد . در اين بخش ، مقصود ما اين بوده كه يك صورت كلّى از پيدا شدن و تشكّل اين فرقه ارائه بدهيم .
--> ( 1 ) . نصرآبادى ، تذكره ، 6 - 7 ، تهران ، 1317 ه . ش . ( 2 ) . دكتر ذبيح اللّه صفا ، تاريخ ادبيات در ايران ، 5 / بخش اول / 5 - 17 ، و بخش دوم / 61 و ما بعد ؛ دائرة المعارف فارسى ، 2 / 1569 - 1571 .